السيد الخميني ( مترجم : محمد موسوى بجنوردى )
78
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى )
صاف تحويل دهد ، اگر در زمين چيزى باشد كه بيرون بردن آن ممكن نيست مگر آنكه مقدار از آن تغيير نمايد واجب است آن را بيرون ببرد و آنچه كه بخاطر اين تغيير يافته است را اصلاح نمايد ، اما اگر در زمين محصول و زراعتى وجود داشته باشد كه وقت درو كردن آن نرسيده است اين كه آيا فروشنده مىتواند آن را بىاجازهى خريدار در زمين باقى بگذارد يا نه اشكال وجود دارد ، احتياط اين است كه مشترى و بايع در اين مورد با هم مصالحه نمايند . مسأله 5 - اگر چيزى را كه نه وزن مىشود و نه كيل مىگردد را بخرد ، مىتواند قبل از قبض بفروشد ، همچنين جايز است آنچه كه كيل مىشود و يا وزن مىگردد را قبل از قبض و تحويل گرفتن از فروشنده به شكل بيع توليت بفروشد ؛ اما اگر بخواهد آن را با سود بفروشد مشكل است و اقوى جايز است اما احتياط ترك نشود . البته اين در زمانى است كه بخواهد آن را به غير از فروشنده بفروشد و گرنه چه با سود بفروشد و چه بدون سود ، اشكال ندارد ؛ آن چنان كه اشكالى در فروختن آن بدون وزن كردن و كيل كردن وجود ندارد . و اگر غير از خريدن مانند به ارث رسيدن يا صداق يا بذل و مانند آن مالك شد هر چند كه كراهت و حرمت آن مخصوص بيع است در غير از بيع مشكلى ندارد . بنابراين مىتواند قبل از تحويل گرفتن چيزى از آن ، آن را بدون وزن و كيل كردن ، صداق ، اجير و . . . قرار دهد . نقد و نسيه مسأله 1 - اگر كسى چيزى را بفروشد و تأخير در پرداخت ثمن معامله در هنگام عقد شرط نگردد ، آن بيع نقد و حالّ است و مشترى بايد آن را پرداخت نمايد و بايع نيز مىتواند بعد از تسليم جنس هر زمان كه خواست ثمن معامله را از مشترى درخواست نمايد و هر زمان كه مشترى خواست آن را پرداخت نمايد نمىتواند از گرفتن ثمن معامله امتناع نمايد ، اگر شرط نمود كه پرداخت بهاى معامله با مهلت انجام گيرد ، آن معامله نسيه است بر مشترى نيز واجب نيست قبل از اينكه مدت پايان يابد بهاى معامله را پرداخت كند . همچنين بر بايع نيز واجب نيست قبل از پايان مهلت آن را قبول نمايد ، لازم است كه در نسيه ، مدّت معلوم باشد به طورى كه احتمال زياد و نقصان در آن پيش نيايد . بنابراين ، اگر در معامله شرط مدت گردد ولى آن را تعيين ننمايد و يا طورى معلوم كنند كه مدت سر رسيد آن معلوم نباشد ، آن معامله باطل است ، اقوى اين است كه معين بودن مدت در واقع بدون اين كه دو طرف عقد از آن آگاه باشند كافى نيست .